به قلم :  پریسا   چهارشنبه 4 مرداد 1391   02:48 ب.ظ  

از 550 تا 330 پیش از میلاد 231 سال امپراطوری هخامنشی بر ایران حکومت کرد.

کوروش در سال اول حکومتش پادشاه لیدی را شکست داد و سرزمین ترکیه وشهر بزرگ لیدی را ضمینه خاک ایران کرد سپس توجه کوروش به بابل جمع شد  وشهر بابل بدون هیچ مقاومتی توسط مردم به روی لشکر کوروش گشوده شد و کوروش در بدو ورود به مهبد خدای مردوک رفت و خود را حامی مردم نامید و دستور آزادسازی یهودیان را صادر کرد

در باب چهارم کتاب عزرا و تورات آمده است که به فرمان کوروش اسرای یهود ازبابل به اورشلیم فرستاده شدند  وکوروش فرمان داد تا برای یهوه خدای قوم یهود خانه ای بسازند." چنانکه کوروش پادشاه سلطان پارس امر فرموده است خانه را بنا خواهیم کرد"

ساخته خانه خدای یهوه در فلسطین تا پادشاهی داریوش دوم طول کشید. در باب هفتم کتاب عزرا امده است که اردشیر دوم برای خانه ی خدا طلا و نقره ارسال میکند . جالب است بدانید که یهودیان حتی در دوره اسارت در بابل از نظر مالی پیشرفت زیادی داشتند.

طبق اسنادی که در حفریات بابل به دست آمده است یهودیان اولین بانک داران جهان بوده اند و دو بانک معتبر در بابل داشتند بانک اجی بی  وبانک موراشو.کوروش در زمان فتح بابل کتیبه استوانه  ای معروف خود را نوشت که هم اکنون در موزه برتیش میوزیم لندن نگهداری میشود و در سال 1971 سازمان ملل متحد آن را به همه ی زبان های دنیا منتشر ساخت و آن را به عنوان نخستین منشور جهانی حقوق بشر معرفی کرد :هنگامی  که من به آرامی وارد بابل شدم در میان هلهله و  شادی مردم برتخت سلطنت نشستم. سپاه بیشمار من در کمال آرامش و نظم به سوی قلب بابل حرکت کرد.من در تمامی شهر ها نظم وامنیت برقرار کردم و برده داری را برانداختم.شهرهای مقدس آن سوی دجله را که معابدش ویران شده بود دوباره ساختم و به بدبختی ها پایان دادم و از آن پس مردم به آزادی رسیدند.

کوروش در سال 529 پیش از میلاد در نبرد با قوم وحشی ماساژت کشته میشود و در آرامگاه پاسارگاد دفن میشود.

ای رهگذر بدان که در اینجا من خفته ام کوروش کسی که شاهنشاهی جهان پارس را برای مردم این سرزمین به ارمغان آورد و اینک بر این خاک کوچک بسنده کرده است . پس هیچگاه بر این آرامگاه که جسد مرا در خود جای داده رشک مبر

سیر تاریخی آیین زرتشت از دوران هخامنشیان شروع میشود .دورانی پرشکوه و با اقتدار که اوج افتخار سرزمین باستانی ایران است خرابه های پرسپولیس که هنوز خبر از آن شکوه و اقتدار میدهد . سرزمین هخامنشیان سرزمینی بزرگ و مشترک المنافع بود.

به طوریکه چندین کشور و قبیله تشکیل شده بود و دین های متفاوتی آزادانه درآن وجود داشت. بیشتر مردم در ان زمان مهر می پرستیدند و در همین زمان اندیشه های زرتشت با آیین مهر در می آمیزد و آثار آن تا قرن ها ادامه میابد.

 

                           بقیه در ادامه مطلب

پس از کوروش کمبوجیه پسر او به قدرت می رسد و مصر را فتح می کند و خود را در معبد تائیس فرعون مصر می نامد. در راه بازگشت به طرز مرموزی به قتل می رسد.برای مدت کوتاهی حکومت در دست یکی از مغهای دربار به نام گوماتا می افتد که بسیار ظالم و معروف به گوماتای عاصب بود. عموزاده کوروش به همراه گروهی از بزرگان گوماتا را اسیر و از سلطنت خلع کردند و او کسی نبود به جز داریوش بزرگ با قامتی بلند و جذاب و با ابهت که خود را پادشاه سرزمین های پارس ماد ایلام  بابل  عرب  مصر  فینیقیه  یونان  ارمنستان  سیستان و...می نامد و بر 32 کشور حکومت کرد.داریوش با دختر کوروش ازدواج می کند و تاج پادشاهی ایران را بر سر می گذارد.وضع مالیات  تنظیم بودجه ارتش  نصب حکام ولایات  تشکیل 10 هزار سرباز به نام سپاه جاویدان  ضرب سکه  ساخت جاده شاهی  از جمله ابتکارات داریوشمی باشد.در زمان  داریوش سرزمین ایران به بزرگ ترین حد خود در تمام دوران ها می رسد از یک طرف تا هند و چین و از طرف دیگر تا یونان ادامه می یابد.

کاخ آپادانای شوش  معبد هیپیس مصر  حفر کانال سوئز  کاخ های پرسپولیس(تخت جمشید) آثاری هستند که به فرمان داریوش بنا شده اند .

متاسفانه کلیه آثار کاخ آپادانای شوش توسط   باستان شناسان فرانسوی دیولافوا کاملا سالم در جعبه های بزرگ

 سوار بر کشتی جنگی به  فرانسه منتقل می شود و امروزه در موزه لوور پاریس است.در کتیبه ای که در سال 1869

 در لایروبی کانال سوئز به دست آمد فرمان داریوش در مورد حفر کانال سوئز کشف شد که امروز

در موزه لوور پاریس نگهداری می شود."گوید داریوش شاه  من پارسی هستم که مصر را تسخیر کردم و فرمان دادم این آبراه را حفر کنند از رود نیل که در مصر جاری است تا دریایی که از پارس می آید این کانال حفر شد و کشتی ها روان شدند چنانکه اراده من بود."  

درمصر به داریوش لقب پسر خدای آفتاب و فرعون بزرگ را داده بودند در معبد هیپیس لوحی کشف شده که به خط هیروگلیف روی آن نوشته است:"خدای بزرگ فرمانروای سرزمین مصر فرعون بزرگ  داریوش که قدرتی لایتناهی و نامی جاودان دارد."

داریوش کبیر سخنان زیادی درباره اهورامزدا دارد. در بیستون کرمانشاه می توان تصویر

فروهر را بالای سر او دید که از او حمایت می کند در پرسپولیس(تخت جمشید)نیز می توان نماد اهورا مزدا (فروهر)را مشاهده کرد.در کتیبه های داریوش و پسرش خشایارشاه در

 گنج نامه همدان می توان این سخنان را دید:خدای بزرگ است اهورامزدا که بزرگترین خداست که زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که شادی را آفرید..." 

تاریخ نویسان جدید و قدیم از داریوش به نیکی یاد کرده اند و آورده اند که داریوش بسیاری از رسوم کهنه متعصبانه و غیر انسانی را بر انداخت.ژوستن تاریخ نویس معروف می نویسد:

 مادران مقدس برای بت بزرگشان بچه های خود را قربانی می کردند:کودک را بر روی دو دست مجسمه سنگی آن بت نهاده و در زیر آن آتش می افروختند و به این ترتیب فرزند خود

را برای بت قربانی می کردند.داریوش مورد احترام آشیل اسطوره یونانی نیز هست و در

تصنیفی به نام پارسی ها احترامی بزرگ برای داریوش قائل است.داریوش شاهنشاه ایران این نوع قربانی را ممنوع کرد و فرستادهای به آن ایالت فرستاد تا مانع از این عمل غیر انسانی شود ."  این گونه است که کوروش  داریوش وپسرش خشایار در کمال قدرت و شکوه مدت

 220 سال بر سرزمین باستانی ایران حکومت کردند. پس داریوش پسرش خشایار به تخت نشست ودر جنگ با یونان پیروز شد و وارد شهر آتن شد و شهر را ویران کرد.سپس در نبرد

دریایی با کشتی های یونانی شکست خورد و عقب نشینی کرد .

درجای دیگر خشایار هنگامی که از تنگه ی داردانل میگذرد و هنگامی که ویرانه های شهر تروا را میبیند در حالی که بر بالای تپه ای بر تخت مرمرین نشسته بود و تماشا میکرد:هردود می گوید که تمام هلسپونت از کشتی ها انباشته بود و سواحل ودشت های آپیروس از مردان جنگی پوشیده بود خشایار ناگهان در این هنگام به گریه می افتد و می گوید:" عمر انسان چقدر کوتاه است صد سال بعد را می بینم که از این همه شکوه و انبوهی که درا ینجا گرد آمده است هیچ یک باقی نخواهد بود "

وبه راستی نیز چنین شد در دوران اقتدار هخامنشیان ادیان بسیار آزاد بودند تاجایی که تاریخ نویسان گواهی می داده اند تعصبی بردین  از طرف حکومت وجود نداشت تا جایی که اکنون نیز ما از دین نخستین پادشاه هخامنشی اطلاع چندانی نداریم ولی بسیاری شواهد نشان از مهر پرستی آنان دارد که آمیخته با اندیشه های زرتشت است واین تفسیر را میتوان از نامه وکتیبه خشایار و اسناد مربوطه دریافت.

اما هنوز اندیشه های زرتشت در تمام ایران گسترش نیافته بود و در حال نفوذ در فرهنگ توده مردم بود ه است.هرتسفلد و بسیاری از محققان هخامنشیان را زیر نفوذ اندیشه های زرتشت میدانند و کتیبه های باقی مانده از آنان را گواه سخنان خود میداند.

در مورد وضعیت آیین زرتشت  که به انحصار مغان درآمده بود نیبرگ می نویسد:" مغان موقعیت ممتازی در زمان کوروش یافتند و کوروش نان را گرامی داشت اما باوجود این ها نتوانستند در دستگاه حکومتی جایی بیابند. آنان در میان مردم فعالیت میکردند . ولی پس از کوروش داریوش به آنان بد بین شد و مقام آنان را تنزل کرد . مغان به گونه ای تعصبانه طرفدار گسترش یک آیین و نابودی و ویران کردن معابد دین های دیگر بودند.

خشایار شاه بسیار زیر نفوذ آنان بود و به آنان مقام هایی داد و در زمان خشایار است که سالنامه پارسی بارنگ و روی مذهبی در سرزمین پارسی و توسط مغان به وجود آمد."

 

                               

                                         کتاب ایران باستان.انتشارات زرین مهر




طبقه بندی: هخامنشیان،
نظرات