به قلم :  پریسا   چهارشنبه 11 مرداد 1391   03:17 ب.ظ  

به گفته هرودوت )):کوروش پادشاهی بزرگوار و بخشنده بود و همچون پادشاهان دیگر به جمع مال و منال حریص نبود ودر فنون جنگی بسیار ماهر بود .)) از دلایل محبوبیت کوروش در نظر ملل مختلف این است که او به هنگام فتح سرزمین های مختلف نه تنها به عقاید و مذاهب و آداب و سنن آنان خدشه ای وارد نکرد بلکه با رسمیت شناختن مذاهب و خدایان آنها موجبات آزادی و آرامی مردم را فراهم ساخت.

او عقیده داشت که هر کس می تواند با عقل و درایت خویش خدای خود و دین خود را انتخاب نماید .آمان ها و ایده آل های او بسیار بالا بود و به هیچ کس اجازه و حق قانون گذاری نمی داد مگر اینکه آن کس ازلحاظ توانمندی از آنچه که دارد بالا تر باشد.از لحاظ یک رئیس و مدیر و مجری فراست وبینش زیادی داشت و خودش را یک شخص باهوش و معقول نشان داده بود ودر نتیجه می توانست راحت تر از جهانگشایان گذشته قانون بگذارد.انسانیت او مساوی بود با آزادی وافتخار که همین باعث می شد که اومردم را در یک سطح نگاه کند که همین شخصیت او باعث شد که بقیه شاهان هم به او نگاه کرده و دنباله رو شخصیت او شوند .

تاریخ حتی از این هم فراتر رفته و به او لقب هایی مانند نابغه  سیاستمدار مدیر و رهبر تمام مردمان و اولین متخصص در فن لشگر کشی و تدابیر جنگی داده است. او نخستین کسی است که توانست به تاسیس یک شاهنشاهی در جهان دست یابد و لقب کبیر را از تاریخ دریافت کند .طبق روایت گزنفون در کوروش نامه :((کوروش یگانه پادشاهی بود که مردمان همه کشور ها پادشاهی و اقتدار او را پذیرفته بودند.))همچنین آنچه را که فیثاغورث درسیاحت نامه در توصیف کوروش روایت کرده بیانگر فضائل کمالات و مردم داری کوروش است او چنین می نگارد:در مراسمی که کوروش با تنی چند از روستائیان بر خوان نشست و چنین گفت :((من همتای شمایم.ما توشه وزاد خود وابسته به شما وام داریم .پایداری دولت از دسترنج شماست اما شما بی جنب و جوش ما خویشتن داری نتوانید کرد و بر جای استوار نتوانید بود.همواره مانند برادر یگانه و مهربان زندگی کنیم.))  

کوروش در تمام فتوحاتش فقط پادشاهان زورمند را کنار می گذاشت و آنگاه بدون کوچک ترین تغییری در ساختار حکومت و رون کار موسسات وابسته خودش حکومت را در دست می گرفت و به آنگونه که خوشایند طبع ساکنان آنها بود و چون موجبات رفاه و رضایت مردم را فراهم می ساخت از سوی آنان حمایت می شد و مخالفی نداشت مگ عده ای آشوبگر و جاه طلب که آن هم دور از دسترس کوروش بر علیه او قیام می کردند و البته طولی نمی کشید که سرکوب می شدند.گزنفون در نوشته های خود گفته:((او توانایی توسعه دادن از ترس از خود را در قسمتی از دنیا داشت که همه را متحیر بکند و هیچ کسی کاری که به ضرر و زیان او باشد انجام نمی دهد.تمام خواسته های مردم را که انگار به او الهام شده بود و هر کسی آرزو داشت که در امپراطوری او زندگی کند.))نوشته های اکثر مورخان حکایت از هوشیاری زیرکی و اندیشمندی کوروش دارد.گزنفون از هوشیاری مهربانی ونبوغ شاهی کوروش سخن می راند و او را به لحاظ داشتن ملکات وفضائل با حکما برابر می داند.استاد پاریزی نیز در وصف قدرت واقتدار پادشاه آریا ها حق مطلب را به خوبی ادا میکند و چنین سخن میگوید: (( کوروش توانست با ایجاد مرکزیت وقدرت در سرزمین ایران و تحکیم موقعیت نژاد آریایی و منکوب ساختن دشمنان چنان پایه ای برای حکومت بریزد که نه تنها خود واعقابش یعنی خاندان هخامنشی بیش از 200 سال حکومت مقتدر داشته باشند بلکه اگر امروز هم پس از 2500 سال هنوز سرزمین آریاها در دنیای پرتلاطم سیاسیت و قوانین آکل و ماکول در برابر نظریات شمال و تکان های شرق و تلاطم های جنوب و انقلابات غرب و به طور کلی هند و ترک وعرب و امثال آن خود را محفوظ داشته است و اگر امروز به حق خاطره 2500 سال قائمیت

خود را جشن میگیریم و به یادبود آن مراسمی برپای میداریم از یمن اراده اوست.))

 

همچنین کوروش در متنی دیگر که به دستور وی در بابل نگه داشته شده اظهار میدارد   )) مردوک همه ی سرزمین هارا بازدید کرد تا کسی که میبایست پادشاهی عادل شود پادشاهی که تابع قلب خویش باشد را دریافت. دست اورا گرفت و وی را بنام کوروش انشانی خواند و پادشاهی همه جهان را بنام او کرد همه ی مردمان شمال را به اطاعت از او واداشت همه مردمان را واداشت تا عدل و داد او را احساس کنند و سپس مردوک به کوروش راه بابل را نشان داد تا بتواند  به بابل برود پس سپاه کوروش با همراهی مردوک بدون هیچگونه نزاع و درگیری وارد بابل شد .....  ))

خلاصه اینکه پادشاه نابغه پارسی این فاتح نیرومند واندیشمند با رواج و انتشار اندیشه های اخلاقی _ فرهنگی و آزادی خواهانه

توانست به گونه ای درمیان مردم و در دل انان نفوذ کند  که هیچکس قدرت سر پیچی از حکم او و نقص قوانین او را در خود نمیافت.

اوتنها پادشاهی است که عمر خود را وقف یکپارچه کردن تمدن بین ملل کرد و همه کوشش و تلاش خود را برای به دست آوردن عزت و اقتدار و امنیت و سربلندی پارسیان به کاربست.او با ادغام تمدن ها و هضم آنان در تمدن پارسی به تمام ملت ها  هم زیستی و تفاهم و برابری را آموزش داد به گونه ای که امروزه پس از 2500 سال هنوز بشر نتوانسته بدان دست یابد.پس کاملا بجاست که اورا بنیان گذار حقوق بشر میشناسند.





طبقه بندی: کوروش بزرگ،
نظرات