به قلم :  پریسا   شنبه 14 مرداد 1391   11:12 ق.ظ  

شکست آستیاگ نه تنها پادشاه لیدیه را که خواهرش همسر آستیاگ بود را ناراضی کرد بلکه بابل و مصر را نیز نگران ساخت و اتحاد این سه قدرت برتر زمان را در برابر ایرانیان اجتناب ناپذیر نمود.(لازم به ذکر است که در آن هنگام هنوز یونانیان قدرتی محسوب نمی شدند.)به هر حال دشمنان ایران سعی کردند که با اتحاد با یکدیگر در برابر کوروش ایستادگی کنند .در لیدیه (ترکیه کنونی)کرزوس کوشید که از راه اتحاد با مصری ها و بابلی ها و یونانیان وضع خود را در مقابل این تهدید تازه استوار نماید .

                          بقیه درادامه مطلب...

او با آگاهی از سقوط آستیاگ اولین هدف خود را بازپس گیری زمین های مجاور مرز خویش یافت که ماد در پی جنگ های طولانی به دست آورده بود از این رو از رود هالیس گذشت پیش از آنکه به کمک متحدانش برسد کاپادوکیه را در آن سوی رود تسخیر کرد اما چون اثری از کمک نرسید دوباره به سارد بازگشت و به انتظار ماند.اما در این اوقات یک پناهنده سیاسی به دربار کوروش آمد و نقشه کرزوس و اتحاد او را فاش کرد .شاهنشاه نیز با هوشیاری و بر خلاف انتظار کرزوس قبل از آنکه متحدین فرصت یابند قوای خود را تجهیز نمایند و با وجد اینکه نبونید پادشاه بابل ممکن بود به سپاه وی چشم زخمی وارد سازد از راه بین النهرین راه شمال را در پیش گرفت و از دجله نیز گذشت و در بین راه حران ومعبد سین خدای بابلی ها را به تصرف در آورد و به سوی کیلکیه رفت و کاپادوکیه و ارمنستان را نیز به قلمرو خود افزود و در پتریا در شرق رود هالیس در برابر سپاه کرزوس قرار گرفت.پیشنهاد کوروش آن بود که لیدیه نیز به عنوان یک ساتراپ(استان) شود تا هم کرزوس جان خود را حفظ کند و هم حکومت خود را اما او با تحقیر خشونت پیشنهاد را رد کرد ولی چون نیز امید چندانی به پیروزی نداشت شبانه در برابر ایرانیان عقب نشینی کرد و در سر راه همه چیز را به آتش کشید و به سارد بازگشت و به انتظار کمک متحدانش نشست و حتی سربازانش را به گمان آنکه شروع سرما کوروش را از تعقیب وی منصرف می سازد مرخص کرد .اما کوروش نیز با ذکاوت  و دور اندیشی چون نمی خواست به حریف برای تجدید قوا فرصت دهد و هم وی را با سرمای آن حدود که داشت نزدیک می شد گرفتار سازد به دنبال کرزوس راه سارد در پیش گرفت .سپاه کوروش و کرزوش در جلگه ای نزدیک سارد به نبرد برخواستند .این نبرد سرانجام با پیروزی ایرانیان پایان یافت و پادشاه لیدیه در پایتخت خود سادر به محاصره افتاد و همچنان به امید کمک بابلی ها و اسپارتی ها چشم دوخت ولی این محاصره تنها دوهفته طول کشید و سارد سقوط کرد و کرزوس به دست کوروش افتاد.هرودوت نحوه ی دستگیری کرزوس را بدین صورت توضیح می دهد))بعد از گذشت 14روز محاصره کوروش گفت به اولین کسی که وارد لیدی شود جایزه هنگفتی را می دهد.روزی یک سرباز مردیان(که در بعضی تواریخ از او به نام رستم نام برده شده دید که چگونه یک نفر سرباز مستقر در پادگان شهر برای آوردن کلاه خود که پایین افتاده بود از صخره ای که دور از دسترس نگهبانان بود پایین آمد و کلاه خود را برداشت و دوباره رفت.او آن راه راه نشان کرد و با چند نفر از دوستانش آن پادگان را غافلگیر کرده و دروازه شهر را بر روی سپاه ایران گشود.))با تصرف سارد و دستگیری کرزوس و با توجه به سیرت و اخلاق کوروش و آنچه از وی انتظار می رفت نه تنها حریف خود را نکشت بلکه در حق وی محبت هم نمود و در داخل ایران و نزدیک به همدان ایالت بارنه را با دستگاهی شاهانه به او بخشید.    


طبقه بندی: کوروش بزرگ،
نظرات