به قلم :  پریسا   چهارشنبه 18 مرداد 1391   02:43 ق.ظ  

پس از بدست آوردن سارد تمام لیدیه با شهر های وابسته اش به دست کوروش افتاد و حدود ایران به مستعمرات یونانی درآسیای صغیر رسید.این مستعمرات چنانکه در جای خود خواهد آمد اقوام یونانی بر اثر فشاری که مردم دریان به اهالی یونان وارد آوردند بنا کرده بودند.کوچ کنندگان از سه قوم بودند :ینان ها . الیان ها و دریان ها.نام یونان به زبان پارسی از نام قوم یکمی آمده است زیرا اهمیت آنها در این دست آورد ها (مستعمرات) بیشتر بود.هرودوت اوضاع این مستعمرات را چنین می نویسد:((ینانی ها که شهر پانیوم وابسته به آنهاست شهر های خود را در جاهایی بنا کرده اندکه از حیث خوبی آب و هوا درهیچ جا مانند ندارد.نه شهرهای بالا می توانند با این شهر ها برابری کنند و نه شهر های پایین نه کرانه های خاوری و نه کرانه های باختری.ینان ها به چهار لهجه سخن می گویند.شهر بنانی ملیطه که در باختر واقع است پس از آن می نویت و پری ین است. این شهرها در کاریه قرار دارند و اهالی آن ها به یک زبان سخن می گویند.شهر های ینانی واقع در لیدیه اینهاست:افس  و کل فن و لیدوس و تئوس و کلازمن وفوسه

 

این ها به یک زبان سخن می گویند ولی زبان آنها همانند شهرهای یاد شده در بالا نیست.از سه شهر دیگر ینانی دو شهر در جزیره سامس و خیوس واقع شده است و سومی ارتیر است که در خشکی بنا شده است .اهالی خیوس و ارتیر به یک زبان سخ میگویند و اهالی سامس به زبانی دیگر .این است چهار لهجه ینانی.))پس از آن هرودوت می گوید :((ینان های هم پیمان زمانی از ینان های دیگر جدا شده بودند و جدایی آنها از این جا بود که در آن زمان ملت یونانی به تمامی ناتوان به دید میآمد و ینان ها در میان اقوام یونانی از همه ناتوان تر بودند و به جز شهر آتن شهر مهمی نداشتند. بنابراین چه آتنی و چه دیگر ینانی ها پرهیز داشتند از اینکه خود ار ینانی بنامند وگمان میرود که اکنون هم بیشتر ینان ها این نام را شرم آور می دانند.دوازده شهر هم پیمان ینانی برعکس به نام خود سربلند بودند.آنها معبدی برای خود ساختند که آن را پانیونیوم نامیدند و از ینان های دیگر کسی را به آنجا راه نمی دادند.و کسی هم جز اهالی ازمیر خواهان آن نبود که در پیمان آنها وارد شود.پانیوم در دماغه میکال قرار دارد.این معبد برای خدای دریا ها پوسیدون هلی کون ساخته شده است .در نوروز ها ینان های شهر های هم پیمان در اینجا گرد می آیند و این جشن را جشن پانیونیوم می نامند .))از گفته های هرودوت روشن می شود که دریان ها هم همبستگی با شش شهر دریانی داشتند ولی بعد ها اهالی کارناس را برای اینکه یکی از اهالی آن برخلاف عادت قدیم رفتار کرد از پیمام بیرون کردند. الیان ها همبستگی از 12 شهر داشتند  ولی ازمیر راینانی ها از آن ها جداکردند و 11 شهر دیگر در همبستگی الیانی ها باز ماندزمین های الیانی پربار تر از زمین های ینانی بود ولی از حیث خوبی آب و هوا با شهرهای ینانی برابری نمی کرد.

از گفته های هردوت چنین بر می آید که این مستعمرات را سه قوم یونانی بناکرده بودند وبین تمام آنان همراهی وهم پیمانی نبود.

زیرا هر یک از هم بسته های کوچک برپاکرده باهم هم چشمی و کشمکش داشتند.

پس از آن تاریخ نگار نام برده میگوید: ینان ها و الیان ها نماینده ای نزد کوروش فرستاده و در خواست کردندکه کوروش با آنان مانند پادشاه لیدی رفتار کند یعنی به کار های درونی آنان دخالت نکند و همان امتیازات را بشناسد.

کوروش پاسخی یک راست به آنان نداده و این مثل را آورد : زنی به دریا نزدیک شده و دید که ماهی های قشنگی در آب شنا میکنند . پیش خود گفت اگر من نی بزنم آشکارا این ماهی ها به خشکی در آیند.بعد نشست و هرچند که نی زد چشم داشت او برآورده نشد پس توری برداشت و به دریا افکند  وشمار زیادی از ماهی ها به دام افتادند وقتی که آنان در تور به بالا و پایین میجستند نی زن حال آنان را دید و گفت :حالا دیگر بیهوده میرقصید میبایست وقتی برایتان نی میزدم میرقصیدید.

هردوت این گفته را این چنین تعبیر میکند:کوروش خواست با این مثل آنان بدانند که این موقعیت را از دست داده اند  چه وقتی که پیش از به دست آوردن سارد به آن ها پیشنهاد هم بستگی شده بود و آن ها رد کرده بودند.

از میان مستعمرات یونانی کوروش فقط  با اهالی ملیطه قرار داد کرزوس را تازه کرد و نمایندگان دیگر شهر ها را نپذیرفت

نمایندگان به شهرهای خود بازگشتند و پاسخ کورو ش را رسانیدند. سپس از تمام شهرهای یونانی آسیای کوچک نمایندگانی برگزیده شدندکه در پانیونیوم گرد آمده و در برابر کوروش هم بسته شوند نمایندگان شهر هایی  چون کل فن . افس.فوسه . پری ین. لبدس. تئوس.اریتر  ودیگران در اینجا گرد آمده بودند . شهر ملیطه  چون  به مقصود خویش رسیده بودند و در این گروه شرکت نکرد .

جزیره سامس  وخیوس هم شرکت نکردند  به این امید که کوروش چون نیروی  دریایی نیرومندی ندارد کاری با آنها نخواهد داشت.ولی دیگر شهرها با وجود اختلافاتی که با یکدیگر داشتند ازجهت خطر مشترکی که احساس میکردند در این گردهمایی حضور یافتند .الیان ها گفتند هرچه ینان ها  بکنند ما هم خواهیم کرد. دریان ها ازجهت انکه از شهرهای کارناس که دریانی بود نماینده ای پذیرفته نشده بود از شرکت در عملیات خودداری کردند چون جزایر یونانی هم حاضر نشدند  دراین گردهمایی شرکت کنند ینان ها و الیان ها قرار گذاشتند نمایند ای به اسپارت گسیل کنند و ازآن دولت یاری جویند .

با این هدف پیتر موس نامی از اهالی فوسه که سخنران و سخندان بود با انبوهی از هدایا به نزد اولیای  دولیاسپارت فرستاده شد.ولی اسپارتی ها جواب درستی به وی ندادند و تنها وعده کردند که گروهی را خواند فرستاد تا اوضاع منطقه را بازبینی کنند

بدین منظور یک کشتی اسپارتی پنجاه پارویی رهسپار فوسه شد و در انجا نمایندگان اسپارت فردی بنام لاکریناس را برگزیدند

وبرای مذاکره با کوروش روانه سارد کردند.

او به شاه گفت: بر حذر باشید از اینکه مستعمرات یونانی را از ۀن خود کنید زیرا اسپارت چنین رفتاری را نخواهد پذیرفت.

کوروش از یونانی  هایی که در رکاب وی بودند پرسید:مگر این لاسمونی ها کیستند و عده شان چقدر است که اینگونه سخن میگویند!"

پس از اینکه یونانی ها این مردم را به کوروش شناساندن کوروش برحسب اخلاق جوانمردانه خود از فرستاده اسپارت بخاطر این اخطارمشتاقانه تشکر کرد اما در عین حال به خنده رو به نماینده کرد وگفت:" اگر عمرم کفاف دهد کاری خواهم کرد که اسپارت بجای دلسوزی بر احوال ینانی ها برسرنوشت خود گریه کرده و ازکارهی خود سخن بگوید." در ادامه افزود :

من از مردمی که در شهرهایشان

                           ادامه دارد...      

 




طبقه بندی: کوروش بزرگ،
نظرات