به قلم :  پریسا   چهارشنبه 25 مرداد 1391   05:06 ب.ظ  

کوروش در بازگشت از سرحد های شرقی عملیاتی در طول سر حدهای غربی انجام داد ساعت حمله به بابل فرا رسید به نظر میرسید که همه چیز با یان اقدام مساعد است وضع نبونید که بیش از پیش هم خود را مصروف پرستش خدای سین می کرد شیفتگی وی به تعمیر ابنیه ی قدیمی وتتبعات  (( باستان شناسی)) عدم رضایت طبقه روحانی که مورد عدم علاقه پادشاه بود، واگذاری امور دفاعی به ولیعهد طوفان بر فراز شهر بزرگ آشکار شد یهودیان تبعید شده حمله ایران را پیش بینی میکردند و پیامبر آنان کوروش را ((منجی)) معرفی کرده بودند بابل بدون مدافعه سقوط کرد وفقط محله شاهی چند روز مقاومت ورزید پادشاه  محبوس گردید و کوروش طبق عادت در کمال آزادمنشی با وی رفتار کرد و در سال بعد (538) هنگامی که او درگذشت عزای ملی اعلام شد و خود کوروش هم در آن شرکت کرد.

کوروش خود را بعنوان فاتح بابل معرفی نکرد بلکه منزله منجی و جانشین حقوقی تاج و تخت معرفی نمود وبرای توقیع  اهمیتی  که وی به متصرفه ی جدید خود میداد عنوان پادشاه بابل شاه کشور هارا به خود داد او همه پیکر های خدایان را که نبونید به پایتخت حمل کرده بود به معابد اصلی باز گردانید و به هنگام جشن سال نو به تقلید سلاطین بابل دست خدای بعل را لمس کرد و بدین وجه جلوس سلسله جدید پادشاهان بابل را رسمیت بخشید

بقیه در ادامه مطلب

چون کوروش فرمنروای بابل شده بوددر نتیجه مستملکات آن کشور مانند  سوریه نیز بدو تعلق یافت و وی در انجا هم سیاست خیر خواهانه  خود را تعقیب کرد. پادشاهان فنیقیه به حضور او رسیدند و اطاعت خود را اعلام کردند و جهازات دریایی خود را که معادل مجموع جهازات یونانیان بود  در اختیار آن پادشاه نهادند . کوروش در همان نخستین سال سلطنت خود در بابل،فرمانی مبنی بر آزادی یهودیان از اسارت و بازگشت به موتن وتجدید بنای معبد خود در بیت المقدس به همان وضع که پیش از تخریب دارا بود. انتشار داد وبعلاوه بفرمود تا همه ظروف زرین وسیمین را که از آنجا آورده بودند باز گردانند .

درسال 537بیش از 40000 یهودی تحت قیادت بابل را به قصد ارض موعود ترک گفتند یکی از عمال عالی رتبه پارسی مامور مواظبت در اجرای فرامین سلطنتی همراه انان حرکت کرد.در آنجا نیز همان بزرگ منشی کوروش مشاهده میشود که در صدد تسکین افراد آدمی بود.

اما نظر به اینکه مردی سیاست مدار بود از این امر غفلت نکرد که فلسطین سنگری است برای راه یافتن به مصر که هنوز فتح نشده بود

نباید فراموش کرد که در عهد وی سیاست کاملات قرین دین بود و اگر کوروش و پس از او داریوش رفتاری خیر خواهانه نسبت به یهود پیش گرفتند

باید معتقد بود که این امر تنها بدان جهت نبود که آنان نفع خود را در ان میدیدند بلکه همچنین بدین علت بود که هدف مذهبی یهودیان که مذهب را محققا عالی تر از امور دیـگر تلقی میکردند در نظر ایشان بسیار مانوس تر از معتقدات کلدانی و مصری می آمد..یهودیان در مقابل این رفتار منصف بودند و حق شناسی آنان نسبت به ملت ایران به صورت سرودهای شادی پس از روزگار ظلم ملظم اسارت تجلی کرد زیرا تجدید حیاتی که ((قوم منتخب ))یافته بود مدیون ایرانیان بوده است. حوادثی که در سرحد های شرقی شاهنشاهی رخ داده بود کوروش را مجبور کرد که به عملیات نظامی ضد اقـوام بدوی بپردازد.وی پس از اینکه پسر خود کمبوجیه را مامور تهیه مقدمات سفر جنگی به مصر کرد به سوی مشرق عزیمت نمود و کمی بعد در ضمن محاربه ای در گذشت. جسد وی را به پاسارگاد آوردند . در میان پادشاهان عده ی محدودی هستند که پس از خود شهرت و نامی نیک مانند کوروش به جا گذاشتند.کوروش سردار بزرگ و پیشوای مردم بود.بخت نیز با او یاری می کرد.وی نیک خواه بود و اندیشه آن نداشت که ممالک فتح شده را به روشی ویران کند.بلکه این خرد مندی را داشت که موسسات هر یک از حکومت هایی را که به تاج وتخت خود ضمینه می کرد لایتغیر باقی گذارد.او هر جا که رفت خدایان مذاهب مختلف را به رسمیت شناخت و تصدیق کرد.همواره خود را جانشین حکمرانان بومی معرفی می نمود.اسکندر نخستین کسی نبود که این سیاست را به کار گرفت بلکه او فقط از سرمشق کوروش تقــلید نمود و بدین وسیله مورد تحسین رعایای جدید قرار گرفــت .

کوروش بیش از هـر دیگر متوجه بود که ((جهان باستان و شهر های متمدن و قبایل وحشی از قوای داخلی که می کوشد همه را در یک جامعه انسانی مستهلک سازد به زحمت اطــاعت می کنند.))ما هرگز نمی بینیم که کوروش مانند رومیان ملت رقیب خود را با خویش متحد کند و نخست با او مانند ملتی هم شان رفتار نماید و سپس در زمان ضعف وی او را تابع و مطیع می کنند و بدو ظلم و ستم روا دارد.با آنکه روح جنگجوی او هرگــــز و حتی پس از سالها جنگ و پیروزی سست نشد و همواره نسبت به دشمن مغلوب بلند نظر بود .خود او در متن تاریخی که در بابل نوشته شده چنین می گوید)) مردوک همه سرزمین ها را بازدید کرد تا کسی را که می بایست پادشاهی داددگر شود پادشاهی که تابع قلب خویش باشد دریافــت.دست او را گرفت و او را به نام ((کوروش انشانی)) خواند و پادشاهی هـمه جهان را به نام او کرد.




طبقه بندی: کوروش بزرگ،
برچسب ها: کوروش، خدای مردوک، داریوش، اسکندر، کمبوجیه،
نظرات