به قلم :  پریسا   شنبه 26 مرداد 1392   05:08 ب.ظ  

یکی از علت های تضعیف آیین زرتشت حکومت مستبدانه ساسانیان بود که به شدت تحت تاثیر مغان متعصب بودند. مغان به جایی رسیدند که حتی بر کلام مکتوب نیز شدیدا اعمال نفوذ کردند و قدرت را در کشور به دست گرفتند. آنها شاهان ساسانی را بازیچه دست خود قرار دادند و حکومت را مجبور به سرگوبی مخالفان مذهبی و پیروان دیگر ادیان کردند.پادشاهانی که از آنها  حمایت می کردند و مخالفان را به شدت سرکوب می کردند، همیشه مورد ستایش قرار می گرفتند.همانند شاپور دوم ، بهرام پنجم ، خسرو پرویز و انوشیروان .

به  طوریکه تاریخ می گوید : انوشیروان سر هزاران مزدکی را از تن جدا کرد و به شدت مزدکیان را در همه جا قتل عام می کرد و همین تاریخ او را انوشیروان عادل می خواند.

در مقابل این شاهان ، شاهانی آمدند که به مردم ازادی عقیده دادند واز سرکوبی انان سر باز زدند و کارشان ، نفوذ مغان و کرپانان را متزلزل کرد و آنها به فساد عقیده وکفر متهم شدند.همانند یزد گرد اول که پادشاهی با رای و اندیشه بود ،یا قباد که او را تبعید کردند و تاریخ از اینان به بدی یاد کرد ، همان تاریخی که زیر نظر مغان نگارش می شد.

" همه رنج و تیمار ما بازگشت                          همان دین زرتشت بیداد گشت

که گوید که هر کو ز فرمان شاه                        بپیچیـــد بدوزخ بود جایگــــــاه" (شاهنامه فردوسی)

شاهان نیز برای تثبیت حکومت خود از مغان حمایت می کردند و از آزار و اذیت مانویان ، مزدکیان ، مسیحیان و یهودیان دست بر نمی داشتند .برای مثال خسرو پرویز برای خود شیرینی به روحانیون زرتشتی ،در گوشه و کنار ایران اتشکده های بزرگ بنا کرد و دوازده هزار موبد آموزش دیده را به سوی آنها روانه داشت ، در حالیکه آتشکده ها مملو از موبد و هیربد و مغ بود . انها زمین های کشاورزان را به اسم معبد و آتشگاه تصاحب می کردند ف مردم را فریب می دادند .کار به جایی رسید که بیشتر زمین های حاصلخیز ایران در دست دربار و موبدان بود. این کارها باعث شدف در ایران ابی اعتقادی عمومی به وجود آید و مردم از مذهب و امور زرتشتی فراری شدند:

"آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت

حافظ این خرقه بیانداز و برو"

در اواخر دوره ساسانی دین زرتشتی به فساد کشیده شد . زیاده طلبی و تجمل پرستی در حکومت ریشه دواند . طبق روایات تاریخی آتش پرستی ، قربانی کردن ، شراب خواری و دروغ گویی رواج یافت و شدت خرافات و فریت مغان به جایی رسید که شستن صورت با ادرار گاو وسیله ای برای بخشایش گناهان بود.کشتن پیروان دیگر ادیان ثواب محسوب می شد ، تعدد زوجات رواج یافت ، کنیز داری و برده داری در تمام ایران موسوم شد و حرمسرا های متعدد برای شاهان و شاهزادگان بنا شد و این در حالی بود که جوانان به علت فقر و کمبود زن ودختر توانایی ازدواج نداشتند ، اراضی بزرگ وحاصل خیز نیز  در دست شاهزادگان و موبدان بود در چنین جوی است که مزدک آیین اشتراکی  خود را تبلیغ می کند ، مزدکیان و مانویان به شورش برمی خیزند . مردم نیز با حکومت نوعی مبارزه منفی را دنبال می کردند.

بسیاری از مردم حتی درباریان نیز به آیین مسیحیت درآمدند و موبدان نیز فتوا دادند که گرویدن به مسیحیت خیانت به دین و کشور است و خون مسیحیان و خائنان به هر زرتشتی حلال است!

عدم همکاری مردم با دولت به مرور حکومت ایران را تضعیف کرد و به این دلیل که آیین زرتشت نیز به شکلی حکومتی در آمده بود ، همزمان با حکومت آن هم تضعیف می شد و این همان چیزی بود که زرتشت از آن بیم داشت :

" ای مزدا ، کی پلیدی این کرپن ها را از روی کین وآهنگ بد ، شهریاران و سروران سرزمین ها را می فریبند ، برخواهی انداخت." ( یسنا ، هات 48 ، بند 10)

رابرت هیوم دلایلی را برای سقوط ایین زرتشتی آورده است :

اولین دلیل ، از دست دادن جهان نگری اولیه است که در گاتاها دیده می شود . او نیز مانند نیبرگ معتقد است آنها تحریف شده اند و مغان آن حالت انگیزه ساز را از اوستا گرفته اند.

چند گانه پرستی ، نپذیرفتن عضو جدید ، گرایش به تشریفات ، بی ارزش دانستن رنج وسختی ، تمایل به خوشگذرانی و خوش بینی بیش از حد به جهان و عدم توجه به مسائل نظامی از جمله دلایل هیوم برای سقوط آیین زرتشتی است .

یکی دیگر از مهمترین دلایل سقوط ، این است که آیین زرتشت هیچ گاه به تنهایی نتوانست استقلال خود را به عنوان یک دین کامل اعلام کند وهمواره آمیخته به مراسم و اعتقادات مهر پرستی بود.

از طرف دیگر این آیین از ابتدا در دست حکومت وطبقات بالای جامعه بود ، بنیان آن را نیز آنها گذاشته و اولین مکان گسترش آیین زرتشت در دربار گشتاسب شاه بود و او بود که زرتشت را مورد حمایت خود قرار داد.

شاهان و شاهزادگان و موبدان هیچ گاه اجازه ندادند ، آیین زرتشت در توده مردم شکل گیرد و مردمی شود . از آن هنگام که آیین زرتشت نظام طبقاتی را به خود پذیرفت و از اندیشه زرتشت منحرف شد ، پایه هایش نیز به لرزه در آمدو این گونه بود که سرانجام آیینی شد ، انحصاری و مخصوص شاهان وشاهزادگان و موبدان و جهان نگری مردمی خود را از دست داد.

تمام مطالب بالا و دلایل تضعیف آیین را می توان در گفته پرفسور گیرشمن خلاصه کرد :

" آیینی که بعد از زرتشت به نام او نامیده شد ، همان اندیشه های او نیست بلکه همان صورت قدیم مزداپرستی است که تحول دینی زرتشت در آن نادیده گرفته شده است. اردشیر دوم پرستش ناهید( آناهیتا ) را و آتش پرستی را رواج داد و به تقلید از یونانیان مجسمه ای برای اهورا مزدا ساخت . این بدعت ها در بیشتر آیین ها و ادیان جهان به وجود آمده است ، همان گونه که دین بودایی نیز تحت تاثیر یونان و روم مجسمه ای بودا ساختند و مردم آن را پرستش می کردند."

از آن هنگام که زرتشت را بت کردند و عقایدش را به بتکده بردند و پرستیدند ، دیگر کسی در صدد فهم آن برنیامد ، تا هنگامی که شرق شناسان و اندیشمندان جهان اندیشه های این پیر اندیشمند را از زیر خاک و بتکده های ویران شده بیرون کشیدند و به جهانیان شناساندند.


برگرفته ازکتاب سیر تاریخی آیین ایران باستان - انتشارات زرین مهر



طبقه بندی: فلسفه زرتشت، ساسانیان،
برچسب ها: دلایل تضعیف آیین زرتشت، علت های تضعیف آیین زرتشت، ساسانیان، مهرپرستی، هیربد، زرتشت، اختلاف طبقاتی در زمان ساسانیان،