به قلم :  پریسا   پنجشنبه 19 دی 1392   04:29 ب.ظ  

نژاد اصلی زرتشتیان ، ایرانی است که مشتق از اریان می باشد.کلمه اریان اسم جمع است ، یعنی اریه ها و اصلا کلمه ی اریه به زبان سانسکریت و اوستا به معنی پاک و نجیب است واریان که جمع آن باشد به معنی نجبا می شود.

قوم اریان یکی از قدیمی ترین اقوام پنج گانه عالم استت که هنوز ابتداء تاریخ آنها به طوری که باید معلوم نگردیده است ، همین قدر معیّن شده که قوم اریان قبل از حدوث یخ بندی عالم یعنی زمانی که هنوز قوه یخ بندی در عالم به ظهور نرسیده بوده، وجود داشته اند و بعد ها این قوم به دو شاخه منشعب شدند. یک شعبه در دامنه هیمالایا واقع در شمال هندوستان ، جایگزین شدند . در آن زمان هندوستان را ( سیت سندو) می گفتند که به زبان سانسکریت به معنی هفت رود می باشد . چنان که ، پنجاب به واسطه داشتن پنج رودخانه ، دارای چنین نامی شده است.کم کم به مرور زمان ( نسبت سندو) را سندوستان ( و هندوستان) گفتند یعنی، جای و محل رود . لفظ سند در سانسکریت برابر است با لفظ هندو در اوستا و فارسی ، چرا که حرف سین در سانسکریت به جای حرف ( ها) در اوستا و زند و فارسی است چنانکه واژه ی ( دس ) در سانسکریت به معنی ( ده) در فارسی و ( دسه ) در زبان اوستا می باشد0

اسورا در زبان سانسکریت مانند اهورا در اوستا می باشد وبه همین قیاس اغلب لغات دیگر.

هندوهای آریایی سرزمینی را که پس از مهاجرت در آنجا اقامت گزیدند ، آریا ورته نامیدند. یعنی مسکن ومیهن نجبا ،و به مرور ایام تمام هندوستان را گرفتند . اگر چه هندوها هنوز در میان خود تمام هندوستان را آریا ورته و خویش را اریان می نامند، ولی به مناسبت اقامت در هندوستان نام هندوئی بر آنها اطلاق می شود و راهنمایان آنها به جانب ( براهما) که در سانسکریت به معنی مرکزکل و عبارت از خدا باشد، منوها یعنی روشن ضمیران بوده اند که بعدها از مین آنان ظهور می کرده اند . از ظهور منوها چهار کتاب مذهبی که دارای علوم روحانی و جسمانی است بجا مانده و آنها را روی هم چهار وید می خوانند بدین ترتیب :

 ( 1) ریگ ودا Rig veda                             (2) یجورودا Yajur veda

(3) سامه ودا sama veda                             (4) اترو ودا Atharva veda

به غیر از این چهار ودا کتاب دیگری هم دارند به نام ( ودانگ Vedang) که بعدا نوشته شده است . ودانگ و چهارودا ، تماما به زبان سانسکریت خالص است . اصلا ودا به معنی دانش می باشد.

واژه سانسکریت هم از دو لفظ ترکیب یافته. نخست ( سانس ) به معنی کامل و ( کریت ) به معنی مخلوق و آفریده شده و روی هم معنی جامع آن آفریده شده ی کامل می باشد. سانسکریت هم دو قسم است .قسمتی سانسکریت خالص اصلی که مشابه گاتها یعنی سرود های خود زرتشت است وآنرا سانسکریت علمی نامند. قسم دیگر سانسکریت مخلوط است که آنرا سانسکریت تاتاری هم می گویند و شباهت به زبان  لاتین و یونانی دارد. دسته دوم از آریاها در وسعت خاکی مابین رود آمودریا و سر دریا ( سیحون) به سمت شمال و مغرب جبال( بلورتا) و شمال کوهستان ( پامیر) مقیم شدند. در ابتداء اقامت ،نام خود را بر آن مرز بوم گذاشته آن را اریانه خواندند  یعنی محل ومسکن آریا ها و به مرور ایام که وسعت تصرفات آنها به طرف مغرب روز افزون شد تغییرات در لهجه پیدا کرده و عاقبت موسوم به ایران گردید و همین نام باقی ماند. لفظی که در اوستا برای این سرزمین استعمال شده ائیرینه وئجه می باشد که اکنون آن را ایران ویج یا ایران ویژ ، یا آریا ویج گویند.یعنی تخمگاه نجبا، چه که ائیرینه یا اریا به شرحی که گفته شد به معنی نجیب و پاک است. بعد از آنکه پیشینیان ما ، در آن مرز وبوم تسلطی پیدا کردند پایتخت خود را  در بلخ یا باکتریا که اروپاییان باکتریا گویندقرار دادند و ما ازنژاد آنان هستیم.

این شرح تحقیقی رشته نژادی ایرانی است. مارا پارسی نیز گویند و آن به طوری که در آیینه آیین مزده یسنی شرح داده ، به دو مناسبت اول اینکه یکی از نبیره گان هوشنگ شاه که بر این سرزمین پادشاهی داشته نامزد به پارس بوده و نام خود را بر این کشور نهاده.دوم اینکه چون پایه ی کیش مزده یسنی بر پارسایی است لذا این گروه  را پارسا می گفتند و کم کم این لفظ به فارسی یا پارسی تبدیل شد.



منبع: کتاب زرتشت پیامبری که از نو باید شناخت- انتشارات جامی




طبقه بندی: فلسفه زرتشت،
برچسب ها: زرتشت پیامبری که از نو باید شناخت، نژاد ایرانی، نژاد آریایی، نژاد اصلی زرتشتیان، زبان سانسکریت، اریان، اریا ورته،