به قلم :  پریسا   چهارشنبه 1 مرداد 1393   07:57 ب.ظ  

در اینجا به گزیده ای از گفتار دیگر پژوهشگران درباره تخت جمشید می نگریم:

-جیمز فرگوسن : این بنا در سراسر تاریخ هنر مهرازی (معماری) در جهان ، بی مانند است.


-اومستد:همه این نقشه بزرگ ،نمایانگر اندیشه یک نابغه مهرازی بوده است.


-ویل دورانت:این کاخ ها زیباترین کاخ هاییست که بشر ، چه در گذشته و چه در دنیای نوین ساخته است.


-ریچارد فرای: ویرانه های تخت جمشید ، امروزه نشانه ای است از هنر شگفت جهان باستان ستون های بی شمار و بلندی که زمانی در میان تالاری جای داشته است ، بایستی اثری شگفت در یاد بیننده آن تالار گذاشته باشد .به ویژه کسی که برفراز کاخ می رفت بسیار شگفت زده می شد.


-کنت کورس:این کاخ باشکوه شرق، شهبانوی زیبای بناهای دنیا ومهد پادشاهان پر ارجی بود که بسی دادنامه ( قانون ) برای مردم زیر فرمان خود پدید آوردند.


-ژان دیولافوآ:سنگ های این بنای بزرگ از جنس سماق سیاه رنگ و بسیارسخت است. به اندازه ای این سنگ های سخت ، با هنرمندی کنده کاری شده اند که در روی چوب هم که نرمتر از سنگ است ، نمی توان چنین نقش هایی را تراشید.


-آرتور اوپهام پوپ: اگرچه امروز دیگر صدای سم اسب هزاران هزار لشکریان کورش ، داریوش و خشایارشا به گوش نمی آید، باری ساختمان های سرشار از نوآوری و سرستون های بزرگ که از آنان در یادمان های برجسته ای چون تخت جمشید ( پارسه) ، تاق بستان و نقش رستم به جای مانده شگفتی و آفرین جهانیان را برمی انگیزد.تخت جمشید کعبه دینی و شهرخدایی در زمین به شمار می رفته و سراسر ، نشانه این بود که نیروی شهریاری از سوی اهورا مزدا است.

درگاه تخت جمشید که از ساختمان های زمان خشایارشا است، دروازه همه مردمان می باشد که می توانند به این جایگاه مینوی در آیند و در پناه پادشاهی موبدانه و بر حق شاهنشاه جای گیرند که نماینده خدای بزرگ (اهورا مزدا) در روی زمین است . آماج بنیادین ازساختن تخت جمشید آن بوده که بهترین نمونه آسمانی در زمین باشد. در پایه یک یادمان ماندگار ، بزرگتر از هر پرستشگاه مصری یا اروپایی و نشانگر نیروی فرابشری بود.


-یحیا ذکاء: در این که در برگزیدن جایگاه تخت جمشید از سوی داریوش بزرگ و دانشمندان ومغان آن روزگار ، افزون بر نگرش دینی و شاهی، دیدگاهی کیهانی نیز در کار بوده است، گمان نمی توان داشت. در تخت جمشید، در بامداد یکمین روز از فروردین ماه، هنگام بر آمدن آفتاب از پشت کوه مهر ( رحمت) نخستین پرتو خورشید از روزنه یا شکافی به درون تالار،بر جای پایدار و نشانداری می تابید که همه ساله می شد از روی آن تابش نور وپرتو خورشید را سنجید و اندازه گرفت و زمان درست چنین روزی را در آینده پیش بینی کرد.

در کهن ترین بخش صفه تخت جمشید که تالار تخت یا سه دروازه خوانده می شود ، جای و نشانه انجام گرفتن چنین رصد واندازه گیری پابرجاست و یک یادگار دانشی بس گرانبها برای ما ایرانیان به شمار می رود . در کانون تالار این کاخ در میان چهار ستون ، تخته سنگی کوبه ای ( مکعب) یافت گردیده که روی آن ، در میان چهار گوش ، یک گرده کوچک و سه خط کنده شده است.

این سنگ  و نشانه های روی آن ، یک ابزار اخترشناسی بوده و برای شمارش و رصد روند خورشید و اندازه گیری پرتوهای آن در آغاز بهار و پاییز ساخته شده است.


برپایه پژوهشی دیگر : در تخت جمشید یک راهرو بود که در پایانه آن یک آینه فلزی نهاده بودند. روز نخست سال ( نوروز) از برابری روز وشب ،درست از جایی که خورشید برمی آمد ، یک ستون از نور از راهرو می گذشت و بر آینه می تابید.





طبقه بندی: هخامنشیان، اماکن تاریخی،
برچسب ها: جیمز فرگوسن، پارسه، اومستد، ویل دورانت، ریچارد فرای، ژان دیولافوآ، کوه مهر ( رحمت)،